دکتر مثبت

+I LOVE + & I AM DR

عشق در نگاه اول

سلام

باز هم وبلاگ باز هم دوستان خوب باز هم چانه زنی مننیشخند

دیشب عاشق شدیم رفت

عاشق مریضم شدم

دیشب که اورژانسی برا تعبیه کاتتر رفتیم دیدمش

تو همون نگاه اول

دلمو برد

فوق العاده زیبا.زیبا به معنای واقعی از هر نظر

حرفی نمیزد .ساکت بود فقط داش با چشماش میگفت که نمیخواد بمیره میخواد زندگی کنه

مثل یه فرشته .

موقع رفتن

با نگاه سرشار از تشکرش با اون چشای معصومش

روح خستمو صیقل داد.دوباره برگشتم به زندگی

اینجا میتونید ببینیدش.

(کاتتروریدی:برا کسایی که در موارد حاد  نمیشه روی پوست رگ پیدا کرد برا تزریق دارو ومایعات و اگه اینکار انجام نشه مریض ممکنه حتی در عرض نیمساعت تموم کنه. مجبوریم پوستو باز کنیم و تزریق دارو ومایعات رو از طریق وریدهای عمقی تر و بزرگتر انجام مبدیم )

+ دکتر مثبت ; ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٧/۸/٢٦
    پيام هاي ديگران ()   

هی دکتر با توام!!!یواش یواش!!!با ما اینجوری نباش!!!

سلام

خوبین؟

بنده همینجا ارادتمو به همه دوستایی که لطف میکنین وبه کوچیکتون دکتر مثبت سرمیزنین اعلام میکنم

نمونه هایی پراکنده وبی ترتیب از مزایای 7سال دوران پزشکی

برای آشنایی بیشتر با ان رشته و مزایای فراوانشنیشخندنیشخندنیشخند

قسمت اول(این پست هرروز تکمیلتر خواهدشدنیشخند)

 

1)تبدیل شدن به موجودی به نام ای تی

2)افتادن از زندگی

3)مبتلا شدن به انواع بیماریهای گوارشی در اثر خوردن 7ساله غذای بیمارستان و دانشگاه

4)کچلی در مدهای مختلف:وسط.گوشه ها .پشت

5)مبتلا شدن به انواع بیماریهای تنفسی در اثر مجاورت با دودکشهای قهار در پاویون به صورت شبانه روزی

6)معتاد شدن:برای اینکه به عنوان سوسول تلقی نشوید مجبورید شما هم با دودکشها همدم شوید و یهو میبینید روزی 2پاکت سیگار رو میپکید

7)ابتلا به بیماریهای ستون فقرات و کمردرد و زانو درد در اثر سرپا ایستادن طولانی مدت و شبانه روزی در بیمارستانها

8)تمرین مبارزات خیابانی و دفاع با چاقو در حملات همراهان بیماران در اورژانس.شما میتوانید انواع حملات با چاقو ۱نفره ۲نفره ۳نفره ویادسته جمعی رو تجربه کرده ویاد بگیرید با دست خالی و یک روپوش سفید چگونه از خود دفاع کنید.ضمنا حملات با چماق قفل فرمان و زنجیرو شیشه شکسته نیز بعضی اوقات رخ داده و بر تجربیات شما خواهد افزود.البته در ابتدای امر کتکرو میخورین ولی بعدا یه پا بروس لی میشین

9)عادت به استفاده از داروهای انرزی زا جهت گذراندن 300 400 واحد درسی وامتحانات جامع علوم پایه وپره انترنی ودستیاری

10)گوزپشتی دراثر نشستن روی صندلی جهت درس

11)افزایش مفرط وزن در نزدیکی امتحانات

12)کاهش فجیع وزن در کشیکها

13)نداشتن وقت برای نشستن در لب جوی و دیدن گذر عمر

14)عاشق شدن

15)دپرسیون.حملات مانیک

16)دیدن قیافه خانمهارو بعد از یک شب کشیک و صبح بدون وقت برا آرایش اصلا توصیه نمیکنیم چون شاید کسیرو که دیروز دیدین امروز نشناسید

17)افزایش شماره عینک تا 10 در حد کوری

18)سیاهی شدید دور چشمها و اشتباه شدن با معتادین و خطر دستگیری توسط پلیس

19)گوش کردن به آهنگای سیاوش قمیشی .ابی و خطر افزایش خودکشی

20)شنیدن انواع فحشهای ناموسی و کل جد و آباد توسط بیماران و همراهان محترمشون در اثر حتی تمام شدن سرم مریض

21)مواجهه با انواع بیماریهای شدیدا سرایتی و مبتلا شدن به تمام سوش های آنفولانزا در پاییز و زمستان در اثر تماس با همه این سوشها

22)استشمام بهترین رایحه هایی که میتوان شممید

23)پاشیدن اسفراغ بیمار به روی شما

24)وررفتن با جسد انسان در سالن تشریح در 2سال اول دانشگاه بطوریکه بوی جسد تا درون فولیکولهای موهای شما نفوذ کرده و همه را از شما فراری خواهد کرد لازم بذکر است حتی بادوش 20لیتر گلاب ناب قمصر هم بوی شما تا چند روز نخواهد رفت

25)یا تنها میمونید یا یهو نمیفهمید از کجا زن گرفتید و یکی 2تا بچه هم دارید.و اگه دختر باشید هم یا حالت اول یا نمیفهمی کی شوهر کردی و یه بچه ام بغلته

26)از بین رفتن ساعت طبیعی خواب و خواب با دیازپام و غیره

27)تمرین خط با نوشتن روزانه 60  70 صفحه شرح حال

28)شنیدن زنگ تلفن در ساعتهای مختلف شب در کشیک بطوریکه دیگه از هر چی تلفن حالتون بهم میخوره و حتی تو مهمونیم صدای تلفن بیاد فک میکنین باید بدویین برین بخش یا اورزانس

29)نرفتن به مسافرت بدلیل اینکه شما هرماه بیشتر از 2روز حق مرخصی نخواهید داشت و اون 2 روزم بدلیل بیماریهایمختلفی که نصیبتون میشه گرفته میشه و شما باید کلا فکر مسافرت رو بذارین کنار و مث یه سرباز صفر بمونید تو پادگان با این تفاوت که دوره شما 4سالس

30)تازه بعد 7سال باید مث بچه کنکوریا بشنیند تو پیری برا تخصص تست بزنید و نکته دربیارید و برید قلم چی!!! شرکت کنید

31)اگه تخصص قبول شید تو 4سال دوره تخصص دوباره همه اینا تکرار مییشه منتها به صورتی فجیعتر

32)همخوابی و همسفرگی با موش و گربه های بیمارستان در کشیکها

33) شنیدن انواع فحش های مربوط و نامربوط! در مورنینگ ریپورت و سر راند از اساتید محترم بخصوص زمانهایی که استاد محترم با خانمش دعواش شده

----updateنیشخند

۳۴)صحبت بادر ودیوار در شبهای خلوت وقتی کشیکتون تو یه بخش دورافتاده س وشبا این فقط شمایین که تو بیمارستان پرمیزنین.

۳۵)یاد گرفتن طرز گرفتن فشار خون بیماران و همراهان بیماران و دوستان همراهان بیماران و آشنایان پرسنل و.....

۳۶)تحت نظر گرفته شدن توسط تمامی کادر بیمارستان در تمامی شبانه روز حتی بیماربران محترم چون ممکنه هر لحظه یه حرکت زشتی از شما سر بزنه

۳۷)خورده شدن تنقلات و نوشابه و ..وحتی شام ونهارتون!!!که موقع کشیک تو یخچال گذاشته بودین توسط موجودات نامرئی

۳۸)توصیه های مختلف وکاملا علمی!! در مورد درمان بیماران از طرف قلی.اکبر .اصغر.ممد.کامبیز.سکینه.الناز.گلناز.فرناز وسایر بیماربران و کمک بهیاران محترم در جهت یادگیری هرچه بهتر شما درکارآموزی کارورزی و دستیاری.

۳۹)شما وظیفه دارید هرروز چندین بار به همه کادر حتی مسئول آسانسور به صورت ۹۰ درجه هنگام ورود تعظیم و عرض احترام کنید وحتی اگه مسیرتون یه طرف دیگس و حتی اگه مریض اورژانسی دارید برید و باهمشون دست بدید و مراتب احترامات خودتونو بهشون برسونیید. چون شما دانشجویید.در غیر اینصورت میتونید همه گونه عواقب رو مخصوصا تو کشیکها تجربه کنید .

۴۰)اگه یموقع خدای نکرده زبونم لال بیتربیتی کردین و مجبور شدین با همگروهی جنس مخالفتون صحبت کنید اصلا به اینکه تو اون لحظه تمام بیمارستان دور برتون میپلکن و یا حتی قشنگ وایسادن کنارتون و خیلی مظلومانه به حرفاتون گوش میدن توجه نکنین چون اونا میخوان مواظب باشن یموقع شما حرفای نامربوط نزنین و به انحراف کشیده نشین.اونا شمارو مثل بچه های خودشون میدونن!!!و تا اخرین لحظه هواتونو دارن!!البته مکالماتتون با موبایل هم اگه مشکوک باشه!!مستثنا نمیشه!!

 

ادامه دارد...(میتونین شمام بگین اضافه کنم یه فرهنگ میشهنیشخند)

شما فک کنیین یه نفر بعد اینهمه مزیت وقتی 2سالم میره سربازی و طرح بعدش قیافشو مدلش و کلا چجوریه؟حدس بزنیدنیشخند

+ دکتر مثبت ; ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/۸/٢۱
    پيام هاي ديگران ()   

مالکوم تولدت مبارک + پی نوشت1

سلام

صبح که داشتم میرفتم بیمارستان داشتم نتیجه انتخابات ایالات متحده رو دنبال میکردم تقریبا ساعت ٧ و نیم بود که برادر باراک اوباما تو رای گیری رئیس جمهور آمریکاشد

انتخابات آمریکا خیلی برام جالب.یکی از نکاتش اینه که نامزدای ریاست جمهوری باید برا گرفتن رای حتی به کوچکترین ایالتای آمریکا برن.چون یه قانونی دارن به نام کالج الکترال که هر رای سناتورها ونماینده های مردم.به اینصورت که حتی یه رای الکترال باعث پیروزی یه نامزد میشه برا همین دیگه نامزدا نمیتونن نسبت به ایالتای کم جمعیت بی تفاوت باشن

حالا گذشته از اینا امروز صبح وقتی داشتم سخنرانی اوبامارو میدیدم یاد فیلم مالکوم ایکس افتادم  یاد سخنرانیای پرشورش که میگفت آینده مال ماست.واقعا یکی از کسایی که خیلی بهش علاقه دارم مالکوم ایکس.نام اصلیش مالکوم لیتل بود فامیلی که بخاطر تحقیر روشون بود یعنی کوچک چون برده بودن.برا همون فامیلی خودشو به ایکس تغییر داد.

 

              آزادی

 

 

 

توی نوجوانی بخاطر سیاه بودن خونشون رو آتیش میزنن بعدها پدرش رو میکشن وتیکه تیکه میکنن اما دست از تلاش برنمیداره و درسش رو میخونه تا وکیل بشه اما با این ندا روبرو میشه:وکالت براى تو آرزوى دست یافتنى نیست، کاکاسیاه!!

خیلی سخته .یه لحظه خودتونو جای یه همچین آدمی بذارین.بعدها با اسلام آشنا میشه و سخت به عنوان یه رهبر انقلابی برا سیاهپوستا تلاش میکنه

مالکوم به سیاهان می‏گفت: «زیستن در آمریکا، شما را آمریکایی نمی‏کند. شما باید یاد بگیرید از میوه‏های آمریکایی‏ها لذت ببرید. اما شما از این میوه‏ها لذت نبرده‏اید. شما تنها از خارها و سختی‏ها لذت برده‏اید برای اینکه شما باید سخت‏تر کار می‏کردید تا به میوه‏ها دست یابید.

مالکوم ایکس بعد از اینکه از سفر حج برگشت تو خونش بمب گذاری کردن اما تونستن زودتر از حادثه فرار کنن اما یک هفته بعد تو سال ۱۹۶۵  تو سالن بالروم مانهاتان، با ۱۵ گلوله به زندگیش پایان دادن.اونزمون مالکوم ایکس ۳۹ سالش بود

بهتره برین بیشتر ازش بدونین چون واقعا انسان بزرگی بود.

مالکوم امروز آرمانهایی که بخاطرش جونتو دادی به واقعیت پیوست و یه آفریقایی تبار اهل کنیا تونست بالاترین مقام رو تو آمریکا بدست بیاره روزگاری بود که تو فقط میجنگیدی که بگی سیاه بودن نشانه بردگی نیست .توی آمریکایی که سیاهپوست حتی اجازه نشستن بر صندلی اتوبوس را نداشت .دنیا چه فراز ونشیب هایی داره.

اما کس دیگه ای که بعدتر در سال ۱۹۶۸ .اونم توی ۳۹ سالگی جونشو تو همین راه داد مارتین لوترکینگ بود.رهبری بزرگ که تصویب قوانین مهاجرت، تابعیت، آزادی و برابری بشریت و حق انتخاب محل زندگی برای سیاها به تصویب رسید،بدون مبارزات او امکان پذیر نبودن.

۲۵هزار سخنرانی فقط برای اینکه سفید پوستا بدونن سیاه بودن نشانه حیوان بودن نیست.

بیشتر ازهمه باید به این ۲ رهبر بزرگ تبریک بگیم که با تلاشهاشون باعث این شدن که جوونای سفیدپوست آمریکا به اوباما رای بدن.روزی بود که مارتین میگفت:

"I have a dream"

اینجاس که میبینیم تلاش انسانها بی ثمر نمیمونه.فارغ از گرایشهای سیاسی اوباما و دیدگاهش نسبت به ایران باید بگم آمریکا معنای واقعی دمکراسی رو چشید.

واقعا جالبه روزی برسه که مک کین پس از شکستش به اوباما با صمیم قلب تبریک بگه و بگه این من بودم که شکست خوردم ونه طرفدارام و چقد جالب به مردم میگه که من به عنوان یه سرباز پشت اوباما و مردم آمریکا هستم و از اینکه مردم تشخیص دادن که یه جوون پر انرژی رئیس جمهور آمریکا بشه بهش تبریک میگم.

این ها بخاطر تلاشها و خونهایی که برای اسقلال سیاهان و نابودی نژاد پرستی از طرف رهبران بزرگ صرف شده.

امروز این تصویرو اوباما با همسرش زنده کرد

آرزو:امیدوارم اوباما راه مالکوم و مارتین رو در پیش بگیره و دیگه صحنه هایی مثل ویرانی عراق و افغانستان و کشتار مردم بیگناه رو نبینیم و نگاهمون به آمریکا نگاهی با احترام باشه.

پی نوشت۱:

میلاد ستاره هشتم آسمان عشق حضرت امام رضا(ع) رو پیشاپیش به همه دوستان تبریک میگم.یه اس ام اسی برام اومد امروز که بعد تبریک نوشته بود این روزا جون میده واسه عروسینیشخند .خلاصه که دوستان سری آستینارو بالا بزنن که برا صرف  شیرینی تلپ شیم تو منطقه مورد نظرنیشخند.بعدم اگه دیر خدمت میرسم بخاطر اینه که واقعا این کشیکا جونمونو گرفته احتمالا یه چن مدت بعد قیافم شبیه مارمولک بشهسبزنیشخند.امشب مارم دعا کنیدا

+ دکتر مثبت ; ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٧/۸/۱٥
    پيام هاي ديگران ()   

شکلات+پی نوشت13 آبان

                  سلام                

  ((سلامٌ قولاً من الربّ الرحیم))

 

 

برداشت خیلی آزاد+پیینوشششت۱

 

یادت هس کوچیک بودیم

یادت هس یه روز منو دیدی اومدی جلو اسممو پرسیدی بعد بهم گفتی دوستیم؟

منم گفتم آره دوستیم.

گفتی که  تا همیشه همیشه با من دوستی.

بعد بهم گفتی تو چطور؟گفتم تا همیشه همیشه

  بهم یه شکلات دادی و گفتی این برا دوستیمون نگهشدار

 منم بهت شکلات دادم تو شکلاتتو گذاشتی تو جیبت گفتی اینو نگه میدارم

اما من شکلاتی که بهم دادیو خوردم .تو گفتی نخور این نشونه دوستیمونه.من گفتم نه من تا همیشه همیشه باهات دوستم توام بخورش

از اون به بعد هر روز به هم شکلات میدادیم تو بهم میگفتی که شکلاتارو نمیخوری و همشونو نگه میداری چون منو به یادت میاره .اما من میگفتم شکلاتتو بخور منم میخورم  میگفتم شکلات برا خوردن

توناراحت میشدی که من شکلاتایی که بهم میدیو میخورم.من میگفتم چون این شکلاتارو بهم میدی دوس دارم بخورم

چن سال گذشت

تو توی  یه جعبه بزرگ شکلاتایی که بهت داده بودمونگه داشته بودی اما من هیچ شکلاتیو نگه نداشتم همرو خورده بودم

هی بهم میگفتی که دوست داشتنت بیشتراز من  چون همه شکلاتارو نیگه داشتی اما من همشونو خوردم

یادت میاد

یه روز گفتی دارم میرم گفتم کجا .چیزی نگفتی

گفتم تو که گقته بودی ما همیشه همیشه با هم دوستیم .چیزی نگفتی رفتی

هنوز همه شکلاتات دس نخورده مونده بود...........

_________________________________________________

 

 

 عصر جمعه بود دلم گرفت نا خود آگاه.شماام دلتون میگیره؟

 گفتم بزنم تو خط رمانتیک بازی. ٢ خط رمانتیک براتون بنویسم که رمانتیکاش یکم سر حال بیان.من زیاد اینطوری نمینویسم ولی محض گل روی رمانتیکا و اینکه دل خودمم یکم واشه ماام رفتیم تو حس اینو حسیدیم براتون.

زندگی همچنان ادامه دارد...

فردا کشیکم...

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت۱:

امروز روز دانش آموز.مبارک دانش آموزا باشهنیشخند

یادم اومد همیشه تکخوان گروه سرود مدرسه بودم از یه ماه قبل شروع میکردیم به تمرین سرودبرا روز ۱۳ آبان.یه کتاب کوچیک بود سرودهای انقلابی.همه شعراشو حفظ بودمنیشخند.

یه هفته مونده هر روز تا عصر تو نمازخونه مدرسه سرود تمرین میکردیم.بعد روزش که میرسید جلو ۲۰۰ ۳۰۰ تا محصل با شور میخوندیم.چه عشقی میکردم.موقعی که تکخونی میکردم انگاری تو آسمون بودم.شعرای دهه فجرم اونروز میخوندیم.هنوز یادمه

برخیزید برخیزید برخیزید

برخیزید ای شهیدان راه خدا

ای کرده بهر حق جان فدا

کز قطره قطره خون پاک شما

میروید تا ابد در وطن لاله ها

هر وقت اینو زمزمه میکنم مو رو تنم سیخ میشه.

یادش بخیر روزایی داشتیم جوونیانیشخند

فک کن الان بگن واسه روز دانشجو بیا دانشجوارو جمع کنیم بیا مث اون قدیما صاف وایسا. پاها جفت. دستا عقب. صداتو بنداز رو سرت .رگای صورت باد کرده .کلرم تکون بده.با هیجان بخون .همونجا سکترو میزنمنیشخند.

قدیما پررو بودیمانیشخند

+ دکتر مثبت ; ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٧/۸/۱۱
    پيام هاي ديگران ()   

یه روز پیاده روی

سلام

یه سلام از ته دل.باحالاش میفهمن من چی میگم.

دلم برا نوشتن برا خوندن برا محبت بچه ها تنگ شده بود

خستم خیلی.فضا بهم سخت گذشتنیشخند

الان رفته بودم یکم پیاده روی کنم .پاییز برام کلی خاطرس.شبای پاییزی بیشتر .هر خاطره ای که فکرشو بکنین تو پاییز دارمنیشخندالبته مثبتاشونیشخند

مغازه های رنگارنگ و بزرگ .مارکای خارجی.جنسای چن میلیونی.تو یه مغازه یه مجسمه کوچیک دیدم ٢ تا سگ تازی بودن که در حال دویدن بودن خوشم اومد رفتم قیمتشو بپرسم گفتم آخرش ۵٠هزار تومن میشه.آقاهه که کلی احساس خوشتیپی و با کلاسی میکرد با آرامش گفت چیزی نیس گفت ٣ونیم.من:سبز.برا اینکه بفهمم ۵/٣ یعنی چی گفتم این ساعت ایستادتون چنده گفت ٩ تومنسبز.بععله فهمیدم که ٣ و نیم یعنی ٣ و نیم میلیون اونم برا یه مجسمه ٢٠ سانتی.همونجا بود که یه شوک هیپوولمیک اومد سراغم

منم کم نیاوردم گفتم به به چه قیمت مناسبینیشخند.از این بزرگترشم دارین اینا زیادی کوچیکن.مرده گفت:میتونم براتون پیدا کنم منتها یه ١٠ ١٢ تومنی میشه .منم گفتم قیمتش مهم نیس میخوام با دکور خونمون بخورهنیشخند

تو همین بحثا که من داشتم با مجسمه ور میرفتم یه زن و شوهر اومده بودن تو. از اون باحالانیشخند(انگار همین الان از پشت خر پیاده شدن).که یه دفعه خانومه به مرده گفت اححساااااان ن ن ن.اونم: جااااانم

این هاپوهارو بخر(من نمیدونستم به سگ تازی با اون قیافش میگن هاپوسوال).مرده به فروشنده گفت اینو میخوام و همونجا از تو جیبش یه دسته تراول در آورد فرت داد.و به منم یه نگاه باحالانه کرد که ما اینیمنیشخند

من هم برا اینکه ضرب شستی(شصت) نشون بدم گفتم پس لطف کنین از بزرگاش ٢ تا سفارش بدین که میخوام ٢ طرف ورودی خونه بذارمنیشخند.٢۴ تومن مناسبه برا ٢ تاش هفته بعد میام میبرمنیشخند.زن و شوهر که اولش کلی حال میکردن الان خفه شده بودننیشخند

که زنه یواشکی تو گوش مرده یه چیزی گفت مرده گفت اگه بزرگشو میارین ٢ تاام برا ما بیارین بعدم یه نگاه باحالانه به من کرد که یعنی زککینیشخند.فروشنده که کلی ذوق کرده بود نمیدونست منو ببوسه یا مردرو

من اومدم بیرون داشتم به ماشینا نیگا میکردم بنز .بی ام دبلیو.لندکروز مث شکلات ریخته بیرون.ماشینای 200 میلیونی

این خیلی خوبه که رفاه تو جامعه بالا رفته.اما برا کیا به چه قیمتی؟

اگه اروپا بود تعجب نمیکردم همه تقریبا تو یه سطحن.اما اینجا بعضیا یدفه به پول رسیدن بدون  زحمت بدون استفده از هوش خودشون فقط با کلاهبرداری با مال مردم خوری.چطور یه جراح بعد 30 سال نمیتونه یه همچین امکاناتی داشته باشه اما یکی با 2 کلاس سواد که 3 4 سال قبل هیچی نداشت الان میلیاردر.مگه با کار حلال میشه تو 3 4 سال میلیاردر شد

نمونشونو امروز دیدم.کسایی که برا بدست آوردن پول زحمت نکشیدن برا اینکه به یه نفر غریبه تو مغازه پز بدن حاضرن 3 میلیون بدن به یه مجسمه ریز بعدم 2 تا 24 میلیونیشو سفارش بدنهیپنوتیزم

اما از اون ور تو بیمارستان کسایی رو میبینی که 10هزارتومن پول برا خریدن داروی بچشو نداره و میگه بخدا من برا تهیه غذای بچم شرمندم.وقتی تو بیمارستان بچه هایی رو میبینی که گوشت ندیدن چی فک میکنی؟

وقتی میبینی که یه دلال ساختمون میسازه هر واحدش براش 50 میلیون در اومده میفروشه 300 میلیون.این یعنی چی؟چقد سود؟وقتی یه جوون پول یه خونه 20 متریو نداره همین آدم میره ماشین 200 میلیونی میخره

کجان کاسبای قدیمی؟کجاس نون حلال؟کجان کسایی که دست ضعیفارو بگیرن؟

ما کجاییم؟

مردم چرا اینقده سنگدل شدن؟ما کجامون مسلمونه؟

 بهترین سرمایه انسان حرفایی که برا نگفتن داره

پی نوشت۱:

میلاد حضرت معصومه(س) به همه شیعیان .مخصوصا خانوما و دختر خانومای ایرانی مبارک باشه.ضمنا دلم بدجوری هوای مشهدالرضا رو کرده.معمولا پاییزا اونجا بودم.

+ دکتر مثبت ; ٩:۱٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/۸/٧
    پيام هاي ديگران ()   

فضا

سلام

سلام

سلام

خوب دارم یه چیزایی رو به یاد میارم.الان توی مرکز بازپروری ((فضاربوده ها)) تحت درمانم ومتخصصین اینجا بهم کلی در مورد این وبلاگ توضیح دادن که من قبلا وقتی زمین بودم کلی بلاگر بودم و کلی دوست و آشنا و رفیق و آبجی و داداش و روشهای کار با کامپیوتر و اینا.در مورد پست قبلی باید بگم شرمنده اونجا دور از چشم متخصصای مکز و یواشکی اومدم آپ کردم و حالم زیاد مساعد نبود.البته هنوز دارن روم کار میکنن تا اثرات فضا ربودندی من بهتر بشه.

راستی اینجا کجاس ؟من کیم؟

(یه نفر داد میزنه:پرستارپرستار مریض دوباره قاط زد زود بیایین)

پس از دریافت یک دوز دارویی ضد فضایی:

آها یه چیزایی یادم میاد داشتم میگفتم که من پس از اینکه یه روزسخت پس از یه کشیک سخت رو داشتم تو پاویون خوابم برد اما وقتی بیدار شدم دیگه تو پاویون نبودم.تو یه اتاقی بودم که از پشت پنجره میشد کره زمینو دید.اولش فک کردم عکس ولی وقتی از پشت شیشه یکی با کله گنده و چشای سوپر بابا قوری بعدم یکی با کله نخودی و دهن گشاد داش بهم نیگا میکرد و لبخند ملیحانه ای میزد فهمیدم کجام داداش.

ببینم من کیم؟شما کیین؟من کجام؟

(پرستار این یارو بازم قاط زد)

آه الان احساس میکنم پرواز میکنم.اا راستی چه جالب یه لحظه به کلمه پرواز فک کنین پر+ واز.یعنی چیزی که پرواز میکنه اول پراشو واز میکنه. چه رمانتیک!!

اینجا پروفسور ساکالوسی و پرفسور میتابالا خیلی بهم لطف دارن گفتن که از طرفشون به همتون سلام برسونم.در مورد کامنتا بهم توضیح دادن و گفتن که دوستات خیلی بهت لطف داشتن و کلی برات کامنت گذاشته بودن تو اون مدتی که تو توی فضا بودی.و من باید بگم مررررررررررسی بچه ها

الان پرفسور گولاخ داره بهم اشاره میکنه که برا امروز بسه وگرنه از لحاظ روحی فشار زیادی بهم میاد.

ببینم یه سوال روحی یعنی چی؟من کیم ؟اینا کین اینجا؟

(پرستار پرستار شوک لطفا)

 

 

+ دکتر مثبت ; ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٧/۸/۳
    پيام هاي ديگران ()